حرف زدن یا نه نزدن ۲ - تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 2:53
حرف زدن یا نه نزدن ۲به عنوان کسی که حرف زدن واسش خیلی خیلی خیلی سخته میگم تحت هر شرایطی حرف بزنید ، گریه کن اما حرف بزن ، سرتو بنداز پایین اما حرف بزن ، حرف بزن و حرف بزن.من خیلی بی اعتماد به نفس در برابر یکی بالاتر از خودمم ، یکی احساسی در برابر کسی که واسم عزیزی و خیلی یه دنده در برابر کسی که ازش ...
۱۳ صفر.... - تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 2:53
۱۳ صفر....خب بساز دوست عزیز ؛ مگه من بخیلم یا چشمم دنبال موفقیت توئه ، یا ناراحت میشم از پیشرفتت.....میگن ۱۳ صفر هر برنامه ای بچینی تا سال بعد میرسی بهش ، نمیدونم خرافاته یا حقیقت اماجزئیات بیشتر درباره ۱۳ صفر....دیگه، ببخشید، زندگیمو، امشب، جايگاهیاین چشمای اشکی بمونن نشونه تا ۱۳ صفر سال دیگه اشک ش...
ماشین - تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 2:53
ماشینمیخوام فقط یه چی بنویسم و اینجا نگهش دارم که یادم نره ؛تا خرخره زیر قسط وام و قرض رفتم ،در حدی که شاید از حقوقم فقط پول بنزین بمونه اونم شاید ،جزئیات بیشتر درباره ماشینحقوقم، مامانم، تومن، شاید، هااااطلای کوفتی که ذره ذره با حقوقم گرفتم ضدحال زد و نسبت به هفته پیش صد تومن اومد پایین ، و حالا من...
بی بدن - تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 14:21
از دیشب که فیلم دراومده بار دومیه که نگاش میکنم و هربار با هر سکانسش هزار بار همزاد پنداری میکنم ، میشکنم و دوباره زنده میشم.اونجایی که میگه : چرا کاری کردی هر لحظه ازت دور بشه ، چرا کنارش نبودی ، چرا نذاشتی غماش و حرفاش بهت بگه. مثل بابا و نبودناشاونجایی که میگه : سر حسادت الکی عکساشو پخش کردم :) م...
در ناامیدی ها بسی امید است - تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 14:21
"وسيقضي الله أمراً كنت تحسبه مستحيلا" و خدا چیزی رو ممکن میکنه که شما اونو غیرممکن میدونستین
۱۴۰۳ با هدف شروع میشه.... - تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 12:05
من هروقت غمو غصه ای دارم چون نمیتونم به کسی بگم و اصلا دلمنمیخواد توی اون لحظه کسی باشه که حالمو خوب کنه ، عادت دارم بخوابم...خیلی روش جواب دهنده ای بود تا الان ولی امروز که شروع سال جدیدِ متوجه شدم خوابیدن به هیچ درد من نمیخوره ، زمانی من دارم با غصه سپری کنم تا خواب برم توی مغزم بجنگم حلش کنم تموم...
اینجا پناهگاه امن منهxa0 - تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 12:05
1403 قرار نبود اینقدر غمگین شروع بشه ... اما شد هی ادای آدم قوی ها رو درآوردم و گفتم عالیم ولی هر روز بهم ریخته تر از قبل دارم میشم .. دیگه خواب هم جوابگو نیست .. تمرکز ندارمو این اوضاع داره روز به روز بدتر میشه..بد یا خوب بودنشو نمیدونم اما به این باور رسیدم هیچکسی غیر خودم نمیتونه بهم کمک کنه و از...
" سلاااااااااام............" - تاریخ: 1402/12/7 ساعت: 20:00
سلاااام بعد از خیلی وقت طولانی سلاماما این بار یک سلام قوی و قدرتمند بدون نالهخیلی از نوشته هامو پاک کردم ، وقتی آدما حذف میشن خاطراتشونم باید حذف بشهدونه دونه خوندمشون بابت تمام روزهای خوب و بدم که طبق همیشه بدی هاش بیشتر بودند :) خودمو بخشیدم و همه رو حذف کردم.تنها ناراحتی دارم اینکه یه عزیزی نبای...
عمق زدن - تاریخ: 1402/12/7 ساعت: 20:00
میدونین این مدت که نبودم فشرده تحت درمان روانشانس بودم که بلاخره بعد از 6 سال تونست مخمو بزنه حرف بزنم.....واقعی ترین مهی الان دیگه فقط اون میشناسهعمق زدن یاد گرفتم... میشینم فکر میکنم گریه میکنم در آخرم میبخشم بعدشم قوی تر از قبل بلند میشم به زندگیم میرسم......این مدت خیلی ها رو فراموش کردم خیلی ها...
بدون عنوان - تاریخ: 1402/12/7 ساعت: 20:00
فراز میگه هرجا وابسته شدی بدون یه جای کارت میلنگه ،میگه نباید به کسی یا چیزی دل ببندیمیگه وابستگی صفر کن رشد کن (حالا دقیقا همین هم نه ولی منظورش همینه)من خیلی به حرفش اعتقاد دارم ...کله خراب زنجیر پرواز من بود ، منوبین زمین و آسمون نگه داشته بود ، یه بلاتکلیفی که فقط هرروز داغونم میکرد و دم نمیزدم،...
خانم وکیل ..... - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 16:06
خیلی ناراحتم امشب ، خیلی غصه دارمتوی یک دوره اموزشی برای معلما شرکت کردم و امشب یک ارایه کوتاه داشتم تا استاد و بقیه هم گزوه ها نظرشون در رابطه با روش تدریس و و و بگننمیگم عالی بودم ولی بد هم نبود..ی سری نکات که لازم بود استاد گوشزد کرد ،پشنیبان تعریف کرد ، نقاط ضعف و قدرت رودوستان گقتن اما توی گروه...
- تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 11:19
حالم بده خیلی بد سعی میکنم دیگه هیچ فیلمی نبینم اخباری گوش نکنم اما بازم یه غم عمیق رو دلمه سعی میکنم از خونوادم دور بشم که نبینم نشنوم یه چیزایی رو به نظرم توی این موقعیت بهترین کار اینه کاش منتقل بشیم به شهر دیگه کاش خدا یه در حکمت باز میکرد کاش این ویروس لعتتی و انفولانزا تموم شه که همه درد و رنج...
شروع تازه - تاریخ: 1401/4/25 ساعت: 20:18
امروز برای اولین بار رفتم باشگاه ثبت نام کردم
۱ سپتامبر ... - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 5:51
اوج خوشحالیم ۱ سپتامبر بود ۱۱ شهریور ۹۹......... مدیر مدرسه قبلی زنگ زد گفت سال گذشته مجبور شده با یه معلم داغون سر کنه و نارضایتی همه ی خانواده ها رو داشته شانس آورده که کرونا اومده...و یه عالمه حرف دیگه....زنگ زد یک ساعت و نیم حرف زد که یکساعت فقط
"شجریان......." - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 5:51
حس من به مرگ شجریان دقیقا حسی هست که توی این یکسالی که آهنگاش گوش میدم پُر از خالی....... نمیگم همیشه گوش میدادم اما وقتایی داغون بودم، پر از نگفته ها بودم،ساعتای هفت هشت خسته خیلی صداش جواب میداد الانم همون جوریم ................پر از خالی.........
پاییز..... - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 5:51
............غمِ چشمان مرا جز تو همه دنیا خواند........
"کرونا...... - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 5:51
امروز دلم واقعا شکست یکی از شاگردام زنگ زد بیا واسه ریاضی (آخه من یکم سرماخورده بودم برای محض اطمینان دو هفته کلاسامو کنسل کردم) وقتی برگشتم خاله شاگردم زنگ زد چرا رفتی اینا خانوادگیکرونا گرفتن...... میدونین من خیلی ناراحت شدم چرا بهمنگفتن،حتی چرا
دلبر - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 5:51
از اینکه پیام میده تهدید میکنه متنفرم از اینکه میدونه من چقدر ترسو ام بیزارم از اینکه به رفیقش گفتم رفیق، باهاش راحت بودم زیر آبمو زده و جوری رفتار کرده دوس دخترش شدم در عذابم از اینکه برای اینکه بسوزه حرف رفیقشو تایید کردم و اون عوضی بیشتر از حد پیاز داغ داد متنفرم چقدر احمق بودم جقدر
" یلدای گذشته.... - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 5:51
پارسال این موقع این ساعت به گناه ناکرده له شدم..... پارسال این موقع اشتباهی به یک نفر گفتم رفیق.... پارسال این روز دستم برای چند روز بالا نمیومد..... پارسال این روز عذاب بود و عذاب و عذاب های بعدش دونستن حقیقت و شناخت نارفیق بود....... امسال...... بزرگ شدم...تنها شدم....بدون رفیق شدم......این به تمو...
"مدرسه..." - تاریخ: 1400/1/16 ساعت: 5:51
چقدر غم دارم از مدیر مدرسه جدید چیزی به اسم برخورد و شحصیت مدیریتی نداره..من هر مدیری دیدم با کمالات صحبت میکرد اما ایشون متاسفانه..... یا مثلا بخاطر یه شاگردی که روز معلم واسش هدیه میبره شخصیت معلمشو خورد میکنه...یا مثلا چون فلان شاگرد باباش توی کار